نوحه میان مقتلت چون پا نهادم هر ان صبر خویش از کف بدادم .1370 از فخری

نوشته شده توسط:ماهان یاس | ۰ دیدگاه

نوحه : میان مقتلت چون پا نهادم هر ان صبر خویش از کف بدادم

مداح : حسین فخری

فرمت : mp3

هاست دانلود : ترین بیت

لینک دانلود :

 

متن نوحه

میان مقتلت چون پا نهادم
عنان صبر خود از کف بدادم
به چشمم تار شده خورشید انور
که می زد دست و پا جسم تو بی سر
کنارت چون رسیدم دیدم آنجا 
نشسته مادرم محزون و تنها
به نعشت می نمون گریان نظاره
که زخمت بود افزون از ستاره
توان گفتگو در او ندیدم
ز دل آه مکرر می کشیدم
مرا دید و اشارت بر سنان کرد
غم دل را بدین حالت بیان کرد
یکایک تیرها می کرد بیرون 
ز جسم بی سرت با غلب پر خون
کشد این غصه آخر خواهرت را 
که بیند لخت و عریان پیکرت را
به یک سو می زنم با قلب خسته 
سنان و نیزه ها را دسته دسته
نه سر داری که رویت را ببوسم
نه فرست تا غم دل با تو گویم
به پشتم تازیان هها پیاپی
فرو آید اخا می بینی از نی 
ببین آتش گلستانت گرفته
امان از ما و طفلانت گرفته
رسیده موسم محمل سواری
نه عباسو علی گل عزاری
بگو عباس دشمن را براند 
حرم را یک به یک محمل نشاند
سپاه من یتیمان تو هستند
که مدهوش و پریشان تو هستند
به کوفه می روم تنهای تنها
به طفلان تو هستم جای بابا

    هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است.

ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!